|
هنرهای یک قطره خون |
|
خون شناسیی ,هماتولوژی ,هماتولوژی عملی ,خون شناسی عملی , روشهای آزمایشگاهی خون شناسی , روشهای آزمایشگاهی هماتولوژی , تکنیکهای خون شناسی , رنگ آمیزی , special stains , رده گرانولوسیت ها, |
|
یک اشاره
|
|
خون یک بافت پیوندی است که ماده بین سلولی آن پلاسما نامیده می شود . |
|
خون از مغز استخوان منشاء میگیرد. مهمترین اجزاء تشکیل دهنده خون عبارتند از |
|
1- گلبولهای قرمز یا Red blood cells |
|
2 -گلبولهای سفید یا white cells |
|
3 - پلاکتها یا PLATELETS |
|
4 - پلاسما یا plasma |
|
گلبول های قرمز , گلبول های سفید ها , پلاکت ها سلول های خون محسوب می شوند . این سلول ها در مایع پلاسما شناورند. |
|
گلبولهای قرمز Erythrocytes |
|
از ویژگی های مهم این سلول ها عدم وجود هسته در آنهاست. گلبولهای قرمز ۵۰% - 40 % حجم خون را اشغال می کنند. |
|
مهمترین عمل گلبولهای قرمز در خون حمل اکسیژن از ریه و رساندن آن به بافتها ی بدن است. |
|
در بازگشت حمل کربن دی اکسید از بافتها و رساندن به ریه توسط گلبولهای قرمز انجام می شود. |
|
تعداد گلبول های قرمز در افراد متغیر است در یک شخص طبیعی به طور متوسط حدود ۵ میلیون گلبول قرمز در هر میلی مترمکعب خون وجود دارد |
|
گلبولهای سفید یا لوکوسیت ها Leukocytes |
|
گلبولهای سفید کار دفاع در برابر میکروب ها, قارچ ها, ویروس ها وانگل ها را عهده دارند. |
|
گلبولهای سفید به دو گروه عمده تقسیم می شوند. ۱- گرانولوسیت ها -2آ گرانولوسیت ها |
|
مبنای این تقسیم بندی بر اساس وجود یا عدم وجود دانه (گرانول) در سیتوپلاسم گلبولهای سفید استوار است. |
|
گرانولوسیت ها: |
|
گرانولوسیت ها: در داخل سیتو پلاسم این نوع گلبول های سفید دانه وجود دارد. |
|
نوتروفیلها Neutrophils - ائوزینوفیل ها Eosinophils - بازوفیل ها Basophils درگروه گرانولوسیت ها قرار دارند. |
|
نوتروفیلها Neutrophils : دارای هسته لبوله ( چند لوبه ) می باشند توانائی بیگانه خواری دارند. سیتوپلاسم این سلول دارای گرانول های بسیار ظریف صورتی کم رنگ می باشد. |
|
نوتروفیلها در عفونت های حاد مانند آپاندیسیت حاد درخون افزایش می یابند . |
|
ائوزینوفیل ها:Eosinophils |
|
دارای هسته دو لوبه است, سیتوپلاسم سلول حاوی دانه های نارنجی فراوان است. |
|
تعداد ائوزینوفیل ها دربیماری حساسیتی وعفونت های انگلی درخون افزایش می یابد. |
|
بازوفیل ها :Basophils |
|
کمترین درصد گلبولهای سفید را در یک گسترس خونی را دارا می باشند . بازوفیل ها دارای دانه های درشت آبی تیره در سیتوپلاسم خود هستند. |
|
این دانه ها حاوی ماده هیستامین هستند. که نقش مهمی در واکنشهای آ لرژیک دارند.آزاد شدن ماده شیمیایی هیستامین در خون باعث ایجاد حساسیت وعوارض آن ازجمله التهاب و مخصوصا کهیر در پوست می گردد. |
|
آ گرانولوسیت ها |
|
آ گرانولوسیت ها : در سیتوپلاسم این نوع گلبول های سفید دانه وجود ندارند. مثل : لنفوسیت ها ومونوسیت ها |
|
لنفوسیت ها :Lymphocyte |
|
لنفوسیت ها : دارای هسته یک پارچه بزرگ و گرد با کروماتین فشرده هستند . سیتوپلاسم لنفوسیت ها آبی روشن وبدون گرانول است. |
|
لنفوسیت ها اولین سد دفاعی در برابر عوامل نفوذی به بدن از جمله باکتری ها ویروس ها قارچ ها محسوب می شوند. لنفوسیتها در عقده های لنفاوی و در مغز استخوان بوجود می آیند. لنفوسیت ها به دو گروه عمده تقسیم می شوند . |
|
1- لنفوسیت های B که ازسلولهای سازنده خود در مغز استخوان مشتق می شوند . ودرتولید آنتی بادی نقش دارند. |
|
2 - لنفوسیت های T : لنفوسیت های وابسته به غده تیموس* هستند . لنفوسیت هایی که در این غده تکامل یافته به سلول های تخصص یافته به نام لنفوسیت Tتبدیل میشوند. |
|
لنفوسیت های T در ایمنی یاخته ای مانند آلرژی د یر رس , مقاومت در برابر عفونت های مختلف پس زدگی بافتها (رد پیوند ) وازبین بردن یاخته های سرطانی رل مهمی را ایفا می کند. |
|
جای*غده تیموس : این غده در بالای قفسه سینه در جلوی نای در ( زیر ) پشت استخوان جناغ سینه قرار دارد. |
|
مونوسیت ها :Monocyte |
|
مونوسیت ها : بزرگترین گلبول سفید در جریان خون است . |
|
هسته این سلولها کلیوی شکل یا نعل اسبی ویا به شکل مغزاست , دارای شبکه کروماتین ظریف واسفنجی شکل است .سیتوپلاسم مونوسیت ها شبیه به شیشه مات به رنگ خاکستری دارای گرانول های ریز فلفلی است. سیتوپلاسم ممکن است حاوی واکوئل باشد. |
|
پلاکتها: ترومبوسیتها:PLATELETS |
|
پلاکتها: در فرایند انعقاد خون نقش مهمی دارند. پلاکتها از تقسیم سیتوپلاسم *مگاکاریوسیت درمغز استخوان حاصل می شوند. اندازه پلاکتها4-1میکرون قطر دارند. تعداد نرمال پلاکتها حدود300000 -150000هزار عدد در میلی متر مکعب خون است. طول عمر پلاکتها 10-7 روز می باشد. |
|
مگاکاریوسیت Megakaryocyte |
|
بزرگترین سلول در مغز استخوان مگاکاریوسیت Megakaryocyte , که ازتجزیه این سلول پلاکتها ایجاد می شوند . |
|
پلاسمای خون |
|
اگر 10ccخون از شخص طبیعی بگیریم و نمونه خون او را داخل یک لوله آزمایش تمیزحاوی ماده ضد انعفاد بریزیم. سپس محتوی لوله را با ملایمت مخلوط کنیم و بعد لوله خون را داخل دستگاه سانتریفیوژ ( دستگاه گریز از مرکز) قرار دهیم . وبرای مدت 5 تا 10 دقیقه لوله حاوی خون را سانتریفیوژ کرده . حالا اگر لوله خون را مورد بررسی قرار دهیم . مطابق شکل فوق می بینیم خون به سه قسمت تقسیم شده است قسمت روئی همان قسمت آبکی خون برنگ زرد شفاف که پلاسمای خون نامیده می شود. |
|
تر کیبات پلاسمای خون |
|
پلاسما ی خون91 درصد آب دارد , 7 درصد پروتئین دارد , 2 درصد مواد شامل آمینو اسیدها , قندها, لیپیدها , هورمون ها از جمله اریتروپویتین وانسولین وغیره .الکترولیت ها شامل سدیم و پتاسیم و کلسیم وغیره می باشد . قسمت میانی خون مطابق شکل یک لایه باریک که بافی کت نامیده میشود تر کیبات بافی کت: شامل گلبول های سفید و پلاکت هاست.در ته لوله گلبول های قرمز قرار می گیرند. |
|
قلبیا دل یک تلمبه ماهیچه ای است که در سینه قرار دارد و به گونه همیشگی در حال کار کردن و تلمبه زدن است. قلب به گونه شبانهروزی خون را به سرتاسر بدن تلمبه میکند. قلب نزدیک صدهزار بار در روز میتپد. برای اینکه قلب بتواند این کار سنگین را انجام دهد , نیاز دارد که بدست سرخرگهای تاجی (کرونر), به ماهیچه خودش هم خونرسانی مناسبی صورت پذیرد .
آناتومی قلباین عضو مخروطی شکل بصورت کیسهای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی ریهها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود 6x9x12 سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود 300 و در خانمها حدود 250 گرم (یعنی حدود 0.4 درصد وزن کل بدن) میباشد. قلب چگونه کار میکندکارکرد اصلی قلب , تلمبه کردن خون قرمز و روشن که در بر گیرنده مقادیر فراوانی اکسیژن و مواد غذایی است از راه سرخرگهای بزرگ به سرتاسر بدن میباشد وقتی اکسیژن این خون بدست بافتها برداشته شد, سیاهرگها خون فاقد اکسیژن کافی را که به رنگ تیرهتری در آمده است را دوباره به قلب بر میگردانند . قلب دارای دو قسمت میباشد که هر قسمت آن به گونه یک تلمبه جداگانه عمل میکند. هر یک ازاین قسمتها نیز به دو بخش تقسیم میشود. بنابراین قلب رویهمرفته دارای چهار اتاقک میباشد. حفرههای بالایی را که اصطلاحاً دهلیز مینامند , به گونه جمع کننده خون ورودی به قلب عمل میکنند و حفرههای پایینی که به آنها "درون" گفته میشود , با انقباض خود مایه میشوند که خون از قلب به بیرون تلمبه شود. قسمت راست قلب , خونهایی را که از شاهرگهای تمام بدن میآید را گرفته و به سمت ششها تلمبه میکند تا اکسیژن ششها بتوانند وارد این خون شوند. قسمت چپ قلب , خونی را که از ششها بیرون میشود را گرفته و سپس آن را به تمام قسمتهای بدن میفرستد تا نیازهای اکسیژن آنها را بر طرف نماید . برای اینکه خون به همراه اندامها و ماهیچههای بدن برسد , باید با فشار فراوانی تلمبه گردد. شما وقتی یک سرخرگتان بریده میشود , میبینید که خون باچه فشاری به بیرون فواره میزند. برای اینکه این تلمبه زدن با قدرت کافی انجام شود , عضلات قلب باید خیلی نیرومند باشند و هیچگاه همانند دیگر عضلات (برای نمونه ماهیچههای پاها) دچار خستگی نگردند. بنابراین , عضلات قلب نیاز دارند که خودشان به خوبی خونرسانی شوند و اکسیژن و مواد غذایی به اندازه کافی به آنها رسانده شود. این خونرسانی خود عضلات قلب , بدست سرخرگهای تاجی و شاخههای آنها صورت میپذیرد. سرخرگهای تاجیسرخرگهای تاجی (تاجی) از آئورت بیرون میآیند. آئورت , سرخرگ اصلی بدن میباشد که از درون چپ , خون را بیرون میشازند. سرخرگهای تاجی از آغاز آئورت منشا گرفته و بنابراین نخستین سرخرگهایی هستند که خون در بر گیرنده اکسیژن بسیار را دریافت میدارند. دو سرخرگ تاجی (چپ وراست) کمابیش کوچک بوده و هر کدام تنها 3 یا 4 میلیمتر قطر دارند . این سرخرگهای تاجی از روی سطح قلب عبور کرده و در پشت قلب به یکدیگر متصل میشوند و کم وبیش یک راه دایرهای را ایجاد میکنند. وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب بدست پزشکان قدیم دیده شد , آنها فکر کردند که این همانند تاج میباشد از این روی واژه لاتین "سرخرگهای تاجی" (Coronary) را به آنها دادند که امروزه نیز از این واژه بهره گیری میشود . از آنجایی که سرخرگهای تاجی قلب از اهمیت فراوانی برخوردار هستند , پزشکان تمام شاخهها و دگرگونیهایی که میتواند در کسان گوناگون داشته باشد را شناسایی کردهاند. سرخرگهای تاجی چپ دارای دو شاخه اصلی میباشد که به آنها اصطلاحا "نزولی قدامی" و "سرخرگ چرخشی میگویند و این سرخرگها نیز به نوبه خود به شاخههای دیگری نقسیم میشوند. این سرخرگها , مایه خونرسانی به قسمت بیشتر عضله درون چپ میشوند. درون چپ دارای عضلات بیشتری در برابر درون راست میباشد زیرا وظیفه آن , تلمبه کردن خون به تمام قسمتهای بدن است. سرخرگهای تاجی راست , بیشتر کوچکتر بوده و قسمت زیرین قلب و درون راست را خونرسانی میکند. وظیفه درون راست تلمبه کردن خون به ششها میباشد . سرخرگهای تاجی دارای ساختمانی همانند تمام سرخرگهای بدن هستند ولی تنها در یک چیز با آنها تفاوت دارند که تنها در زمان میان ضربانهای قلب که قلب در حالت آسوده (ریلکس) قرار دارد , خون دراین سرخرگها جریان مییابد. وقتی عضله قلب منقبض میشود , فشار آن به قدری بسیار میشود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمیدهد , از این روی قلب دارای شبکه کارسازی از رگهای باریک خونی است که مایه میشود تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی آن را به خوبی انجام دهد. در بیماران تاجی قلب , سرخرگهای تاجی تنگ و باریک میشوند و وعضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی محروم میگردند (مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل گوناگونی تنگ شود و نتواند به خوبی آبرسانی کند). در حالت استراحت , میشود اشکالی برای فرد ایجاد نشود , ولی هنگامیکه قلب ناچار باشد کار بیشتری انجام دهد و برای نمونه شخص بخواهد چند پله را بالا برود , سرخرگهای تاجی نم توانند بر پایه نیاز اکسیژن این عضلات , به آنها خون و اکسیژن برسانند و برآیند اینکه شخص در هنگام بالا رفتن از پلهها دچار درد سینه (آنژین) میگردد. در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند , درد بیشتر از میان خواهد رفت. اگر یک سرخرگ تاجی به چرایی مسدود شدن آن بدست یک لخته خون , به گونه کامل جلوی خونرسانی اش گرفته شود , قسمتی از عضله قلب که دیگر خون به آن نمیرسد , خواهد مرد . |
|



